خاطره5

سلام

اول حلول ماه مبارک رمضان را به همه شما عزیزان تبریک و تهنیت عرض میکنم.

یادم می آید آیت الله مجتهدی رضوان الله علیه خیلی به طلبه ها و همه مردم سفارش میکردند که:

 با قرآن و مفاتیح و نهج البلاغه و صحیفه سجادیه رفیق باشید و مدام سربزنید و ببینید چه اعمالی بمناسبتهای مختلف در آنها ذکر شده و در حدّ توانتان انجام دهید.

میفرمودند طلبه ای که اینقدر رگ مقدسی ندارد که این کار را بکند بدرد طلبگی نمیخورد البته در کنارش هم میفرمودند طلبه ای که زیادی مقدس باشد که تمام وقتش را به این کارها بگذراند و بفکر درس و خدمت بمردم نباشد هم بدرد طلبگی نمیخورد.

یادم هست که مقید بودند هرشب ماه مبارک رمضان همان سر شب بعد از کلاس عمومی شب، یک إحیای مختصر میگرفتند و همیشه تعریف میکردند که ۵٠سال پیش وقتی من جوان بودم و تازه از قم به تهران آمده بودم شبهای ماه رمضان هرشب نیمه شب مرحوم حاج شیخ محمدحسین زاهد در پشت بام مسجد امین الدوله إحیاء میگرفتند تا سحر و من منبر میرفتم و تفسیر میگفتم و مرحوم آقا سید علی آقای میرهادی هم مناجات میخواندند.

همیشه تعریف میکردند که سحرهای ماه رمضان از هرکوچه ای که رد میشدی صدای مناجات و دعا و قرآن از خانه ها بلند بود و صدای ظرف و ظروف هم که حاکی از پخت و پز زنها بود از خانه ها می آمد .

   وبازهم همیشه میفرمودند که اگر مرحوم شیخ محمد حسین زاهد زنده شود آن مردمی که پای منبر او مینشستند نیستند و اگر آن مردم زنده شوند دیگر شیخ محمد حسین زاهدی نیست که برای آنها إحیاء بگیرد.

چه کنیم که از همه چیز عقب مانده ایم. یکی از اساتید ما میفرمود شما خیلی دیر آمدید شما به ته دیگ علماء هم نرسیدید. چه کسانی بودند و چه دنیایی بود.

لا اقل یادمان باشد که در وقت افطار و سحر که وقت استجابت دعاست برای تعجیل فرج صاحبمان دعا کنیم که دیگر از این اوضاع خسته شدیم و بتنگ آمدیم.

دگر به عصمت زهرا(س)                                 بیا زغیبت کبری

   دگر بس است جدایی                                      خدا کند که بیایی ...

یاصاحب الزمان أدرکنی

تابعد...

/ 1 نظر / 12 بازدید
یه جامونده...

دلمو نو کندی آقای مدیر... خوش به حال بر و بچه هایی که به ته دیگ علما رسیدند و بدا به حال جامانده ها.....